دیدم در قبرستان بقیع هستم و جنگی واقع شد و ایشان تیر خورد. مردم همه در حال فرار بودند. من که دیدم ایشان تیر خورد، بازگشتم تا کمک کنم که اشاره کرد اینجا نیا، خطر دارد. بعد از چند لحظه دیدم چند خانم به صورت ملائکه آمدند و ایشان را به خاک سپردند.
شهید شیمیائی «کربلای 5» که برای گرفتن رضایت نامه از پدرش درغسالخانه قبرستان مخوف 800 ساله خوابید! ( عمومي )
امتياز : ( تعداد آرا : ۵ )
شهید شیمیائی «کربلای 5» که برای گرفتن رضایت نامه از پدرش درغسالخانه قبرستان مخوف 800 ساله خوابید!
علی اکبر یه لحظه فکر می کنه خورده به یک تانک، همه مات و ویران شده بودند، این دیگه کی بود، سنگ بود!؟ از تعجب همه داشتند شاخ در می آوردند. یک قطره هم خون از هیچ کجایش نیامده بود، صحیح و سالم، خسته و سنگین، خیس و وارفته، سوار دوچرخه می شود.
در روایت هست که هر کس چهل هفته غسل جمعه انجام دهد بدنش در قبر نمی پوسد. سه هفته است که این کار را انجام داده ام . و باید این هفته هم پیش از ظهر غسلم را انجام دهم. شما که نمی خواهید بدن من در قبر بپوسد. می خواهید؟!»
انسان مسئو لیت پذیری بود و عجیب خوش حساب ، هم با خدایش و هم با مردم .
یک روز آیینه ماشین سپاه که تحویل او بود شکست و محمد همان روز چند ساعت از وقتش را صرف کرد تا آیینه ماشین را عوض کند . هر چند در حین ماموریت شکسته بود و کسی هم از او نمی پرسید چرا شکسته است .