امروز شنبه سيزدهم شهريور ۱۳۸۹ و ساعت ورود شما به سايت ۲۳:۰۹:۲۴ مي باشد .

 

 کاربر مهمان، خوش آمديد! ( تنظیمات کاربری-عضويت)

درباره ي ما
سـايت ســابـقـون باهـدف ترويج معارف و اصول دين و هـم چنين با فـراهـم آوردن محيطی معنوی به کارخود آغاز کرد.
ورود به سيستم
نام کاربری :
كلمه عبور :
رمز عبور خود را فراموش كرده ايد ؟
ثبت نام در سايت
تصوير برگزیده
حدیث روز
آمار سايت
کاربران آنلاین : ۶
بازدیدهای امروز : ۲۳۶
بازدیدهای دیروز : ۳۷۲
بازدیدهای اين مـاه : ۷۷۳
بازدیدهای ماه قبل : ۵۳۲۱
بازدیدهای امـسال : ۴۳۶۱۰
بازدیدهای پارسـال : ۱۹۰۵۶
کل بازدیدها : ۶۲۶۶۶
رتبه ی سایت در گوگل
مترجم سايت
جنگ دوست داشتني ( عمومي )
امتياز : ( تعداد آرا : ۳۶۰ )  

در حالی که مردمان ، حتی نا مرددان دم از صلح می زنند در حالی که همگان ، ولو جنگ آوران ، بد جنگ را می گویند ، در حالی که آرامش و ثبات ، نه فقط نزد ملت ایران ، که نزد جهانیان در ردیف اولین مطالبات قرار گرفته ، در حالی که شکوفه ها از صدقه سر جنگ ، وا نشده ، پر پر می شوند در حالی که جنگ ، فرزندان را بی پدر ، مادران را بی همسر ، و زندگی ها را پر از غم و غصه و دردسر می کند ، ... و در حالی که گل و بلبل در اسارت جنگ به غل و زنجیر کشیده می شوند ، گرامی داشت ، جنگ انصافا خیلی رو می خواهد ؛ آبرو باید گرو گذاشت .« جنگ »را نباید برداشت و « دفاع مقدس » جایش گذاشت و بعد خیال کرد که همه چیز حل شده است . حداقل در اینجا دفاع ، مقدس و غیر مقدس نمی شناسد ؛ جنگ ، جنگ است ، بی رحم ، وحشی ، پر از کشتار . از کشته ، پشته می سازد . از قصه ، غصه . از عشق ، نفرت . از محبت ، کدورت . از زندگی ، مرگ ،.... و فرقی نمی کند ؛ مدافع باشی یا مهاجم . مظلوم باشی یا ظالم . مقدس باشی یا غیر مقدس . ایرانی باشی یا عراقی . عراقی باشی یا آمریکایی . اصلا می دانی ! این تیتر را زدم ، نه برای اینکه فکر کنی برای من جنگ ، دوستداشتنی باشد ، قافیه برایم تنگ بود ؛ جنگ ، قشنگ نبود ! در دلم گفتم ؛ نمی شود موضوع جنگ باشد و تو تیتر بزنی : « جنگ لعنتی » ! اینکه نمی شود . پس تیتر را« جنگ دوستداشتنی» بر گزیدم تا در متن ، دستم برای نکوهش جنگ باز باشد . تیتر را جنگ دوستداشتنی بر گزیدم تا حضرات ، مطمئن باشد که متن ، حاشیه ای مطول بر مدح جنگ است . خیال شان راحت باشد ؛ به خود زحمت خواندن متن را هم ندادند ، ندادند ،                                                                                       
تو اما فریب این تیتر را نخوردی . گویی می دانستی که من از این جنگ ، از این جنگ دوست داشتنی تا چقدر بدم می آید . تاچقدر از این گلوله متنفرم . تا چقدر آرزو دارم که با همین قلم ، قدم بردارم و پای هر آنچه جنگ و خون ریزی است را قلم کنم . آخر من گرچه جنگ را ندیده ام ، ولی سال هاست که مزه زخم را چشیده ام ، ولی سالهاست که بند بند وجودم با زجر کشیدن آشناست . آری ، من روزگار « جنگ » را ندیده ام که برایش خون دهم ، اما در جنگ روزگار خون دل خوردن های من و هم نسلانم ما را مبدل به شهیدانی بی تابوت کرده است ؛ نه گمنامیم در خاک ، نه نام آوریم در افلاک . نه مزار داریم ، نه بی مزاریم ؛ آخر ما را نه چون لاله ها روی دست ، که چونان آلاله ها زیر پا تشیع می کنند . زین رو نه نسل سوحته ، که دلسوخته ایم . زخم هایی دارد این دل ما . زخم هایی که بخیه دار نیست . سوز عجیبی دارد . نمی کشاند ، زجر می دهد ذره ذره آب می کند ؛ چرا ؟ ما مگر مرتکب کدامین گناه شده ایم که تقدیر چنین سرنوشتی را برایمان تدبیر کرده است ؟ ما تا کی باید از گناهانی توبه کنیم که عاشقانم جنگ دوست داشتنی مرتکب شده اند ؟ اصلا مگر این ما بوده ایم که از جنگ، دکان ساخته ایم ؟ ...
پس بگذار این جنگ ربای همان ها دوست داشتنی باشد . برای همان ها که از جنگ غنیمت برده اند و شهرت گرفته اند . برای همان ها که به اسم تکریم شهدا ، خود را مکرم کرده اند . برای همان ها که نان جنگ را خورده اند و برای خودشان ، برای ننگ کار کرده اند جنگ البته که باید برای اینها دوست داشتنی باشد . ما اما از این جنگ ، از این جنگ دوست داشتنی متنفریم ..... ما از آن جنگ ، از آن جنگ « لعنتی » خوشمان می آید که قهرمانانش خود را فدای جنگ کردند ؛ جنگ اینان را نیافرید . ایشان جنگ را آفریدند . از آن جنگ که سربازانش نه اهل ادعا ونمایش که مرد دعا بودند و نیایش . از آن جنگ که داستانش را یکبار « سعید تاجیک » برایمان نوشت . از آن جنگ که روایتش را «آوینی» برای همیشه مفتوح گذاشت .... از آن جنگ ، از آن جنگ که ستاره هایش در قهقهه مستانه شان عندربهم یرزقون بودند ؛ صیاد ، بروجردی ، متوسلیان ، باقری ، همت ، باکری ..... از آن جنگ که دستواره را « دستواره » نکرد ، که این دستواره ها بودند که جنگ را جنگ کردند . از آن جنگ که تمام وجودش را مدیون بسیجیان بود ، نه از این جنگ که شیفتگانش تمام وجودشان را بودشان را ، مقامشان را ، شهرتشان را مدیون اویند ؛ آری ، ما دل به آن جنگ سپرده ایم ؛ به آن جنگ لعنتی ، که دوست داشتنی ترین یاران ما را از ما گرفت . که دوست داشتنی ترین یاران ما را از ما می گیرد .... که ما را تک و تنها و خاموش ، معتکف گلزاری فراموش کرده است.

منبع ساجد



نوشته شده توسط سابقون در تاريخ دوشنبه ۱۶ فروردين ۱۳۸۹ و ساعت ۲۳:۳۱:۰۴
لينك ثابت      نظرات ( ۰ )           معرفي به دوستان      تعداد نمایش : ۶۹

نسخه قابل چاپ

منوي اصلي
صفحه اصلي
تماس با ما
دانلود
گالري
فروشگاه
صفحات سايت


وصیت نامه وزندگی نامه شهدای زیاران
تصاویرشهدا و رزمندگان زیاران

خبرنامه سايت
         
عضویت     لغوعضویت
آمار از ديد وبگذز
لينكستان
در طریق حق ( ۳۳۳ )
ساجد ( ۲۳۹ )
پايگاه امام حسن مجتبی ( ۲۰۷ )
پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری ( ۱۸۶ )
مقاومت اسلامی لبنان ( ۱۷۸ )
امتداد ( ۱۶۱ )
ترنم عاشورا(ویژه ماه محرم) ( ۱۵۴ )
جستجو




خروجي سايت
 RSS 2.0 خروجی سايت توسط